لسان الملك سپهر

2220

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

من قتل دون ماله فشهيد : كسى كه براى حفظ مال از تصرّف بيگانه كشته شود درجهء شهيد دارد . لا يحلّ لمؤمن ان يهجر اخاه فوق ثلث : روا نيست از براى مؤمن كه زياده از سه روز از برادر خود دورى كند . الدّال على الخير كفاعله : آن كس كه كسى را دلالت بر خير كند ، درجهء آن يابد كه فاعل خير باشد . الولد للفراش و للعاهر الحجر : يعنى فرزند از براى صاحب فراش است كه شوهر زن باشد ، و زانى را از آن بهره نيست - چنان كه در جاهليّت گاهى فرزند را از براى زانى ثابت مىداشتند - . لا يشكر اللّه من لا يشكر النّاس ، لا يهوى الضّال الّا ضالّ : آن كس كه شكر نعمت بندگان خداى را نگذارد كفران نعمت خداى كرده باشد ، و مردم گمراه جز مردم گمراه را طلب نكنند . حبّك للشّىء يعمى و يصمّ : حبّ و حرص تو در طلب مقصود ، تو را كور و كر مىسازد ، و معايب آن را از نظر تو پوشيده مىدارد . السّفر قطعة من العذاب : سفر كردن پاره‌اى از محنت و عذاب است . و در مدح جماعت انصار مىفرمايد : انّكم لتقلّون عند الطّمع و تكثرون عند الفزع : همانا شما هنگام طمع و اخذ مال اندك باشيد ، و روز بيم و قتال بسيار شويد . المسلمون عند شروطهم ، الّا شرط احلّ حراما او حرّم حلالا : مردم مسلم را اداى شروط و وفاى عهود واجب است ، مگر شرطى كه حلال كند حرامى را يا حرام كند حلالى را . الرّجل أحقّ بصدر مجلسه و صدر دابّته : مرد سزاوارتر است صدر مجلس خود و پشت راحله خود را . الظّلم ظلمات يوم القيمة : ظلم ، تاريك كند روز قيامت را بر ظالم . تمام التّحيّة المصافحة : كمال تحيّت و ترحيب ، مصافحه و معانقه با برادر دينى است . أمنك من عتيك : كسى كه تو را عتاب كرد ايمن ساخت ، چه كشف انديشه او تو